سال96.
English\العربیهنقشه سایتنقشه سایتعضویت و ورود اعضاورود اعضاصفحه اصلیصفحه اصلی

هنرستان نقاشي در اصفهان

از مراكز مهم هنري ايران، هنرستان هنرهاي زيباي اصفهان است. اين هنرستان در سال 1315 به دستور رضاشاه، جهت احياء هنر ايران زمين در اصفهان تأسيس گرديد كه در ابتدا دو شعبة فلزكاري و درودگري بيشتر نداشت و رياست آن به عهده يك نفر آلماني به نام «ويلهم ماير» بود. پس از چندي هنرستان وسعت يافت و به محل فعلي در كنار رودخانة زاينده‌رود منتقل شد و بسياري از هنرهاي اصيل از جمله مينياتور، كاشيكاري، منبت‌كاري، بافندگي فرش را زنده كرد و از همه مهمتر هنر زري‌بافي كه رو به نابودي مي‌رفت در اين هنرستان و با دستهاي تواناي هنرمندان اصفهاني زنده شد و رونق گرفت. زنده ياد استاد عيسي بهادري كه خود از هنرمندان بنام كشور بود، در اعتلا و عظمت اين هنرستان از هيچ كوششي دريغ نكرد. استاد عيسي بهادري ريسات هنرستان را به عهده گرفته بود و استاد ابوعطا كه از استادان مشهور و صاحب ذوق اصفهان به شمار مي‌آيند، علاوه بر تعليم مينياتور، در سمت معاونت هنرستان، همكاري صميمانه داشت. استاداني كه در اين هنرستان به تعليم نقاشي مي‌پرداختند عبارت بودند از: استاد مصورالملكي، استاد جواد رستم شيرازي، استاد عباسعلي پورصفا. بعضي از هنرجويان اين هنرستان نيز آقايان محمود فرشچيان، امان‌الله طريقي، محمد تاجمير رياحي، مرحوم يسائي شاهجانيان، اكبر مصري‌پور، احمد رشتيان، مرتضي رزاقي، امير هوشنگ جزي‌زاده و بسياري از هنرجويان ديگر بودند كه همه از استادان عصر حاضر مي‌باشند. هفت هنرجوي رشته نقاشي كه در ابتداي تأسيس هنرستان بدان وارد شدند آقايان رضا ابوعطا، جواد رستم شيرازي، جواد افتكاري، حسن شفاعي، غلامرضا مصفا و احمد اربابيان بودند كه هر كدام در حد خود استادان بزرگي شده‌اند.علاوه بر هنرستان، كاروانسراي حاج علينقي در بازار اصفهان حجرات متعددي داشت كه بسياري از نقاشان حرفه‌اي اصفهان در آنجا فعاليت هنري داشته و آثار خود را به جهان هنر عرضه مي‌داشتند.

استاد جواد رستم شيرازي: يكي از هنرمندان وارسته و استادان بنام اصفهان و ايران، استاد جواد رستم شيرازي است. او در سال 1298 شمسي در محله نو چهارسوي اصفهان ديده به جهان گشود و از همان كودكي علاقه خود را به نقاشي نشان داد. به طوري كه در سن پنج سالگي مناظري از صحنه‌هاي قمه‌زني و زنجيرزني و روضه‌خواني را به تصوير كشيد، و پدربزرگش قلمداني با كليه مخلفات آن به او جايزه داد و به فرزندش كه پدر استاد باشد استعداد او را خاطرنشان ساخت. ولي پدر به علت اشتغال به كار اتومبيل به سفارش پدر توجه زيادي ننمود. استاد دورة ابتدايي را در دبستان عِلّيه، طي كرد. در سال چهارم، صورت شاعر بزرگ ملي، استاد ابوالقاسم  فردوسي را به تصوير كشيد كه مورد توجه اولياء مدرسه قرار گرفت. اين نقاشي از روي عكس كتاب به تصوير كشيده شده بود. استاد، دوران دبيرستان را از دبيرستان سعدي شروع كرد و پس از تأسيس هنرستان هنرهاي زيبا وارد هنرستان شده، ابتدا به طبيعت سازي و سپس به مينياتور پرداخت. پس از اتمام هنرستان به هنركدة دانشگاه تهران راه يافت و آنجا زير نظر استاداني مانند آقايان حيدريان و مهندس محسن فروغي و آفتانداليان، كار نقاشي را ادامه داد. پس از آن جهت بازديد هنر اروپا و سبك نقاشيهاي آنان به مدت چهارماه در انگلستان و ايتاليا و هلند به مطالعه پرداخت و در انگلستان نقشه‌هاي بسيار زيبايي از فرشهاي اصيل اصفهان و ايران را طراحي و نقاشي نموده، به يادگار گذاشت.در مراجعت به اصفهان از سوي استاد بهادري كه سمت رياست هنرستان هنرهاي زيباي اصفهان را به عهده داشت، دعوت به كار شد و مدت سي سال در سمت استادي، شاگردان زيادي در رشته مينياتور تربيت نموده و به جامعه هنر تحويل داد.استاد ساعات بيكاري را به ترميم آثار نقاشي دوران صفويه در كاخهاي سلطنتي اصفهان مي‌پرداخت. همچنين طراحي و ترسيم نقشه‌هاي اصيل فرش را به عهده داشت از آن جمله فرش نفيس و بي‌نظير مجلس شوراي ملي به ابعاد 11×11 متر كه شاهكاري بي‌نظير مي‌باشد، از كارهاي ارزشمند استاد است. استاد جواد رستم شيرازي در طراحي، نقشه فرش، تذهيب و مينياتور به حد كمال رسيد. او در چهل نمايشگاه جهاني شركت نموده است. در سال 1958 در يك نمايشگاه نقاشي در بلژيك برندة جايزه طلا گرديد. از شاگردان معروف استاد، جزي‌زاده، مصري‌پور، مرحوم شاه‌جانيان، مهندس بهمن‌زاده و مهندس كاوش را مي‌توان نام برد. ابراهيميان موفقيت هنري خود را مرهون راهنمايي و تشويق استاد مي‌داند. از بين فرزندان استاد، بهزاد رستم شيرازي كه در هنرستان هنرهاي زيبا به تحصيل اشتغال داشته راه پدر را دنبال مي‌كند و الحق استعداد زيادي از خود نشان داده است. استاد با وجود كسالت چندين ساعت از اوقات شبانه‌روزي خويش را صرف خلق آثار ارزشمند و اصيل مي‌نمايد.

وقتي مؤلف از استاد جواد رستم شيرازي تقاضاي خاطره كرد، او در جواب گفت:

            تا ديده نهاديم به هم صبح رسيد                 تا ديده گشوديم ز هم روز گذشت 

نگارنده يك تابلوي هفت سين به قلم او دارد، كه در همين اواخر نقاشي شده و به مراتب از اصل آن كه متعلق به استاد شيخ، شاگرد استاد كمال الملك مي‌باشد، گوياتر است. بازگشت

 

محمود فرشچيان: او استاد پژوهنده‌اي است كه بر گنجينه دير پاي هنر نقاشي سنتي ايران يعني مينياتور احاطه كامل دارد و در مسافرتهاي متعدد به اكثر نقاط و مطالعه سبكهاي مختلف نقاشي جهان به عصر بين‌المللي هنر خو گرفته است.

فرشچيان در سال 1308 شمسي در اصفهان متولد شد. پدرش در كار توليد و تجارت فرش بود و چون نبوغ فرزند را در هنر نقاشي دريافت، به تشويق او پرداخت و او را به كارگاه دوست هنرمند خود حاج ميرزا آقا امامي هدايت نمود كه با طرحهاي استادان دورة تيموري و صفوي قريحه خود را بيازمايد. فرشچيان در سال 1334 شمسي به هنرستان هنرهاي زيباي اصفهان راه يافت و در آنجا زير نظر استاد عيسي بهادري قرار گرفت. ابتدا به طرحهاي بناهاي تاريخي اصفهان پرداخت و به رموز رنگها و ابزار نقاشي و زير رنگ آشنا شد. با قراردادن موهاي سفيد گربه در انتهاي پر كبوتر قلم موهاي ظريف و انعطاف‌پذير ساخت.

در طراحي قالي و سراميك به درجه‌اي رسيد كه در سال 1328شمسي استاد عيسي بهادري يكي از گلدانهاي سراميك او را به پرفسور پوپ اين باستان‌شناس معروف بين‌المللي كه ايران شناس علاقمندي بود، اهدا نمود.فرشچيان در نقاشي بدانجا رسيد كه او را نقاش ملكوتي ناميدند. او سوژه‌هاي خود را در خلال كتابهاي وزين و عميق پيدا مي‌كند. غم و شادي، پيري و جواني و تنازع بقاء در آثار او به چشم مي‌خورد. در آثار او جاي پاي طريقت و شريعت اشكارا ديده مي‌شود.آثار او همه ارزنده و گرانقدر است. هر يك از آثار سرشار از اشاره‌ها و رمزهاي عرفاني و مذهبي است. تابلوي «گل آدم بسرشتند» را در جواني و تحت تأثير ديوان ملكوتي حافظ ساخته است. تابلوي نفيس «بهار مي‌آيد» سماع صوفيان و اصول و اهداف عرفان را مي‌نماياند. تابلوي «واقعة كربلا» از حماسة تشيع نشأت گرفته است. تابلوي فلسفي و بسيار عميق «چنان بخوان كه تو داني»، بي‌نظير است.

تابلوهاي «ضامن آهو» و «ظهر عاشورا» يك او از شاهكارهاي هنري است. استاد فرشچيان هنگام خلق آثار خود به موسيقي اصيل كه روح او را به ملكوت مي‌كشاند گوش مي‌دهد كه اين واقعيت در همة آثار او قابل لمس است..

نقاشي آبرنگ

آبرنگ يكي از انواع نقاشيهاست كه سوابق طولاني دارد. اين نوع نقاشي در مصر و چين باستان تا اروپاي عصر ميانه معمول بوده و بزرگاني چون رامبراند را نيز به سوي خود كشانيده است. در عصر جديد با رواج نقاشي كلاسيك اروپايي در ايران، آبرنگ نگاري نيز كه در كشور ما سابقه كهن داشت با تكنيك جديد دوباره رونق گرفت. در سده بيستم آبرنگ كارانِ چيره‌دستي در ايران پديد آمدند كه معروفترين آنها هنرمنداني اصفهاني بودند و چند تن از آنها در رشته خود در جهان مشهور و صاحب نام هستند:

يرواند نهاپطيان: يرواند در سال 1296 شمسي در جلفاي اصفهان متولد شد. تحصيلات خود را در كالج اصفهان به پايان رسانيد و زير نظر سركيس خاچاطوريان (كه به دعوت پرفسورپوپ به اصفهان آمده بود) و الكساندر نرسيسيان هنرمند ايتاليايي (كه در جنگ جهاني دوم راهي ايران شده بود) به تعليم پرداخت. مدت سه سال نيز نزد استاد مصورالملكي شيوه‌هاي مينياتور را آموخت. يرواند آثاري هم در رنگ و روغن دارد اما تخصص او در نقاشي آبرنگ مي‌باشد و در اين رشته از هنرمندان بنام و مشهور است.

يرواند در طراحي و نقاشي و آگاهي از بناهاي تاريخي اصفهان بسيار تواناست. كمتر اثري از آثار تاريخي اصفهان يافت مي‌شود كه يرواند آن را به تصوير نكشيده باشد.او در داخل و خارج كشور بين هنردوستان و علاقمندان به هنر نقاشي شهرت دارد. آثار او زينت‌بخش بسياري از موزه‌ها است. يرواند نهاپطيان علاوه بر نقاشي در خوشنويسي، مخصوصاً خط نستعليق، تواناست و شيرين مي‌نويسد. او در شناختن آثار عتيقه، مخصوصاً سكه‌هاي قديمي مهارت دارد. يرواند از نوجواني به نقاشي پرداخته و در اين كار به تكامل رسيده است. او معتقد است يك نقاش چنانچه استعداد داشته باشد، بايد بيش از هشتاد سال قلم از دستش نيفتد تا به رموز كار آشنا شود. نهاپطيان در نقاشي از سوژه‌هاي متعددي استفاده كرده ولي تابلوهاي كليسا، شبستان، عصاري، كوچ و گليم و نرگس او شهرت بيشتري دارد.

سمبات دِركي وُرقيان: سمبات در سال 1291 شمسي در جلفاي اصفهان متولد شد. تحصيلات خود را در كالج اصفهان به پايان رسانيد و نزد بعضي از استادان ارمني مانند «هاكوپ وارطانيان» و «يقيا وليجانيان» به تعليم نقاشي پرداخت و از سركيس خاچاطوريان بهره كافي برد. سپس در سال 1949م به انگلستان رفت و به مطالعه پرداخت و با آبرنگ‌كار معروف انگليسي، «سرويليام راسل فلينت» آشنا شد و مورد توجه او قرار گرفت. سمبات علاوه بر نقاشي آبرنگ كه در آن چيره دستي و شهرت خاصي دارد، آثاري نيز به صورت رنگ و روغن و گواش و پاستل و سياه قلم دارد. درك سمبات نسبت به طبيعت منحصر به فرد است. او از نام‌آورترين آبرنگ‌كارهاي ايران است و آثار او در بسياري از موزه‌ها به چشم مي‌خورد. تابلوهاي قطار شتر، استراحت ساربانان كنار برج كبوتر و مجلس عروسي ارمنيان او مشهور است. نقاشيِ «كاور» كتاب حاضر از شاهكارهاي او است.

يسائي شاجانيان: شاجانيان در سال 1318 شمسي در جلفاي اصفهان در يك خانوادة ارمني متولد شد. استعداد ذاتي او در زمينه نقاشي از عنفوان جواني چشمگير بود به طوري كه يكي از استادان مينياتور ارمني به نام «آبراهام گورگونيان» پدر و مادر شاجانيان را جهت تحصيلات او تشويق نمود. شاجانيان پس از اتمام تحصيلات ابتدايي در جلفا، وارد هنرستان هنرهاي زيباي اصفهان شد و از محضر استاداني همچون رستم شيرازي و مصورالملكي بهره‌ها گرفت و در رشته‌هاي مينياتور، گل مرغ، تذهيب و تشعير شهرت يافت. سپس بنابر علاقه‌اي كه به كارهاي يرواند نهاپطيان داشت، با او طرح دوستي ريخت كه اين دوستي به درازا كشيد و رموز كار آبرنگ را نيز از او آموخت. شاجانيان سپس به لبنان عزيمت كرد و دو سال در آنجا به تعليم نقاشي پرداخت. در مراجعت به اصفهان به حفظ ميراث فرهنگي و بازسازي آثار ارزندة دوران صفويه كه در كاخهاي عالي‌قاپو و چهلستون بود، همت گمارد. همچنين در ترميم آثار كليساي وانك و موزه‌هاي ديگر ايران، با پروفسور پوپ آشنا شد. يسائي هنرمند وارسته، محبوب و نجيب بود، خدمات ارزشمندي نمود و آثار گرانبهايي در زمينه‌هاي مختلف به يادگار گذاشت. آبرنگ را با مينياتور تلفيق نمود و تابلوهاي جالب توجهي پديد آورد. علاوه بر تذهيب و تشعير و چهره‌پردازي و مينياتور و گل مرغ، در نقاشي آبرنگ هم دست توانايي داشت. نگارنده در مجموعه خود تابلو سوخت و معرقي از او دارد كه در نوع خود كم‌نظير مي‌باشد. با كمال تأسف او در سال 1366 شمسي در سن 48 سالگي بر اثر سرطان كبد چشم از جهان فرو بست. تابلوهاي مينياتور سبك صفويه و قاجاريه او از شاهكارهاي جاويدان هستند.البته معرفي استادان و هنرمندان نقاش اصفهان همچون جزي‌زاده، عباس رستميان، محبوبي، مصري‌پور، رزاقي و استادان ديگر را كه همه از شهرت بسياري برخوردارند، در اين مقاله كوچك نمي‌گنجد. در اين زمينه، استاد رضا ابوعطا كه سوابق همه هنرمندان را در اختيار داشتند و صاحب نظر بودند وليكن ايشان نيز در زماني كه اين كتاب در دست نگارش بود، رخ در نقاب خاك كشيد و اين حسرت به دلها ماند كه آن همه دانستني بر كاغذ نيامد. اديب برومند، شاعر ملي و هنرشناس معاصر با چاپ و انتشار كتابهاي مختلف به خصوص كتاب «هنر قلمدان»، نقاشان قلمدان اصفهاني را به طور كامل معرفي نموده‌اند كه بسيار غنيمت است.

سرهنگ صرّام:در بين آبرنگ كاران اصفهان سرهنگ صرام نيز سوابق طولاني دارد. اين مرد وطن‌پرست كه نقاط دور و نزديك ايران را مي‌شناسد از معدود كساني است كه موفق شده به قلب كوير ايران راه يابد و آن را تسخير كند. سوژه‌هاي انتخابي او متنوع و مختلف است. تابلوي حمام وي بسيار جالب و ديدني است.

عباسعلي پورصفا: استاد پورصفا در سال 1300 شمسي در اصفهان ديده به جهان گشود و پس از گذراندن دوران تحصيلات ابتدايي وارد هنرستان هنرهاي زيباي اصفهان – كه در همان سالها تأسيس شده بود – گرديد.پدر استاد، محمدباقر پورصفا از تجار بازار و مردي هنردوست و از مجموعه‌داران عتيقه‌هاي شكستني بود كه مجموعة عقيق و تمبر ايشان قابل توجه بوده است. استاد پس از فارغ التحصيل شدن با درجة ممتاز، به اخذ نشان شوراي عالي فرهنگ مفتخر گرديد و بنا به پيشنهاد استاد عيسي بهادري رياست هنرستان، به استخدام هنرستان درآمده و به تدريس و تعليم نقاشي پرداخت. آقاي پورصفا در رشته‌هاي طراحي، سياه‌قلم، طبيعت، آبرنگ، صورت‌سازي و پرداز شاگردان بسيار تربيت كردند كه هر كدام استادي هنرمند و صاحب نام هستند. او از استاد عيسي بهادري به نيكي ياد مي‌كند و مي‌گويد استاد عيسي بهادري قلم به دست من داد. وي مرد خود ساخته و با استعداد و در انواع نقاشي كم‌نظير مي‌باشد. مؤلف از بهترين آثار او سئوال كرد و استاد با تواضع جواب داد، «هنوز به تكامل نرسيده‌ام». استاد پورصفا از موزه‌هاي نقاشي لندن و پاريس و هلند ديدن كرده و در نمايشگاههاي بين‌المللي رم و بروكسل شركت داشته است. اگرچه در ساختن بناهاي و آثار تاريخي اصفهان مبدع و مبتكر بوده ولي در چهره‌پردازي شايد نظير نداشته باشد. با وجودي كه ريشته ايشان طبيعت و رنگ و روغن است، ولي در كار آبرنگ نيز دستي توانا و پنجه‌اي قوي دارد. تابلوهاي ارزنده و مختلف اين استاد خود ساخته، زينت‌بخش بيشتر موزه‌ها و مجموعه دارهاي صاحب ذوق ايران و اصفهان است. او با وجود كبر سن، چشمي تيزبين و دستي پرقدرت و ديدي قوي و وسيع دارد و با كمال مهارت و استادي به خلق آثار بديع مي‌پردازد. اصفهان و محلة خواجو، نزديك بيمارستان احمديه كه زادگاه اين هنرمند است، به وجود او افتخار مي‌كند.

 

صنایع دستی