سال96.
English\العربیهنقشه سایتنقشه سایتعضویت و ورود اعضاورود اعضاصفحه اصلیصفحه اصلی
گالریwidth=10خدمات گردشگریwidth=10خواهر خوانده هاwidth=10اصفهان قدیمwidth=10صنایع دستیwidth=10مفاخر و مشاهیرwidth=10جاذبه های گردشگریwidth=10آثار تاریخیwidth=10معرفی شهرwidth=10
۱۳۹۶ يکشنبه ۲ مهر
 
جستجو

 

شرح كوتاهي از سرگذشت خارجيان مدفون در اصفهان

ويليام بل، عامل شركت هند شرقي دراصفان، به سال 1616 در جهت حمل نخستين محموله شركت مزبور، با كشتي بادباني جيمز بهايران عزميت كرد و نخستين سرنشيني بود كه پس از لنگرگيري، در بند جاسك به ساحلرسيد.
بنا به استناد گزارش شركت هند شرقي. بل در پي گذشت 7 شب ملاقاتهاي رسميآزار دهنده در حال سوزش تب در گذشت. در طي مراسم تشييع جنازه اش اتباع هلند، فرانكهاي مقيم، كوليا ناظر، رؤساي ارامنه، تمامي پيروان كليسا… و حداقل به تعداد 5000 تناز دودمان جلفائيان و ديگر مسيحيان غير بومي شركت داشتند.
انگيزه شركت اينجمعيت كثير در مراسم، همزماني با مراسم به خاكسپاري ژوهان نورتمبر، سفير انگلستاننيز مي تواند باشد.
1658 وي برت بيوكنز، متخصص الماس، شاغل در شركت هند شرقيهلند، مستقر در ايران
1660 ميخائيل ماسبروم، بازرگان و زرگر
1665 ويلهملوكنيس لون، مدير شركت هند شرقي هلند
1682 سيمون سعيد داويد ساهيدر، ترجمة سنگقبر وي عنوان مي نمايد : از سوي شاه فرانسه در كشور پاريس در شركت هلندي هند شري بهمدت 34 سال و بسيار كاتوليك متعصب بود.
1686 تئادر ميرانويچ، به قرار اطلاعسفير لهستان به دربار صفويه، سنگ قبر او بر خلاف ديگر قبور نصب گرديده و در پايآرامگاه وي قبور آوارگان لهستاني جنگ جهاني دوم به چشم مي خورد.
1697 فرانكوسكاستلوجن، مدير شركت هند شرقي
1702 پير پاژت دوس، بر سنگ قبر وي درج گرديدهاست.
فراموش نكنيد كه شما هم مي ميريد. دكتر پاژت دوس فارغ التحصيل كالج كمبريجدر الهيات و رياضيات، تمام دنيا خوشحال بودند. مردم در پي چنين ها بودند. دكتر پاژتمشهور بود. تلاش مي كرد تا اين دنيا زيباتر شود. به مدت 50 سال در اصفهان زندگي كرددر حاليكه ميل داشتند به كشورش بازگردد.
1703 ادوارد پاگيت، كشيش دكتر پاگيتدانشجوي ممتاز كالج كمبريج در طي سالهاي 2-1671 عضو آكادمي كالج كمبريج 1679 عضوانجمن سلطنتي 1682، استاد رياضيات، از اعضاء هيئت امناء بيمارستان حضرت مسيح 95-1682 ، كشيش شخصي سرويليام نوريس Sir William Norris مأموريت به دربار اورنگ زيب Aurznezeb 1702 ، 1699 و سرانجام بر سر راه بازگشت از هندوستان به موطنش، در اصفهاندر گذشت.
1703 ساراژاكوبا، همسر فرانكوس كاستلوجن مدير شركت هند شرقي هلند
1721 فرانسيكو ساهيد، مترجم شركت هلند به مدت 45 سال
1722 ژوليانا ميدون،در خدمت آقاي نيكلاس اسخارور، به نظر مي رسد اسخارور نويسنده باشد. در متن سرگذشتماتيوس فن لايپزيگ به نام وي اشاره شده است.
1821 كلوديوس جيمس، نماينده شركتهند شرقي در بغداد در طي مسير راه بمبئي و در شهر شيراز، بر اثر ابتلا به بيماريوبا در گذشت. مقارن تخريب گورستان شيراز بنا به درخواست دوست مهربانش كلنل جي،مكدونالد كينير J.Macdonald Kinneir جنازه اش به اصفهان انتقال يافت.
در كتابانگليسيان در ايران، به جاي جيمس اشتباهاً كلمه ريچ آمده است! از تعريف مندرج درصفحة 150، نويسنده بودن جيمس استنباط مي شود، و در رابطه با چگونگي نحوة درگذشتش درصفحة 91 عين گزارش روزانه اش اندكي پيش از شيوع بيماري در شيراز آثاري از ترس رانشان مي دهد. اخباري از بوشهر؛ وبا در آنجا شايع شده و روزانه سي نفر را مي كشد. درسراسر گرمسير چنين است. آقاي استوري در سر راهش از برازجان به بوشهر همه جا بااجساد مردگان روبرو شده. كشتي ليورپول كه در بوشهر لنگر انداخته در پانزده ساعت سهنفر از سرنشينانش را از دست داده. شنيده شد كه جراح و عدة زيادي از خدمه هم مردهاند.
1822 جان تيلور، پزشك ابوابجمعي مؤسسه پزشكي بمبئي، در سال 1822 در شيرازدرگذشت و در همان شهر به خاك سپرده شد. به دليل تخريب گورستان محل دفنش، در سال 1826 جنازة وي به اصفهان انتقال يافت.
1838 پير مارتين بوتان، بر سنگ وي درجگرديده است: دانشمندي كه قرباني علم خود شد. از اين متوفي دانشمند، جعبه كوچكي حاويدهها شيشه آزمايشگاهي بجا مانده است.
1871 جان استانلي هيوز، كارمند ادارهتلگراف
1873 اولين گردون بروس، دختر عاليجناب رابرت بروس، ميسيونر انجمن كليساسي.ام.اس.
در كتاب انگليسيان در ايران با پدر ومادر وي آمده است كه هيئتمرسلين مسيحي لندن كه مهمترين وسيلة تبليغات مسيحي انگليسيان در ايران شد، نخستينقدم محتاطانه را در 1896 برداشت و آن هنگامي بود كه يكي از مبلغان خود را به نامعاليجناب رابرت بروس به اصفهان فرستاد تا براي ياد گرفتن زبان فارسي و اصلاح ترجمةانجيل مارتين دو سال در آن شهر بماند. بروس ايرلندي دراز، لاغر و فاضلي بود، كه چندسالي را در خدمت هيئت مرسلين مسيحي در هند گذرانده بود و اقامتش در اصفهان با شيوعقحطي و وبا در اين شهر مصادف شد. (71-1870). او و همسرش رهبري امور دستگيري مردم،مخصوصاً ارمنيان را بر عهده گرفتند. آنان اعتباراتي را كه مردم انگليس سخاوتمندانهدر اختيار بنياد كمك به ايرانيان مي گذاشتند، در اختيار داشتند. بروس به عنوان بخشياز اين كار ايجاد پرورشگاه و مدرسة فني را براي كودكان ارمني و مسلمان آغاز كرد وبه زودي مجبور شد به طور ثابت در ايران بماند. هيئت مرسلين در لندن با اين كارموافقت كرد به شرط اينكه كارش را در زمينة اصلاح انجيل دنبال كند و به ترجمة باقيكتاب مقدس هم بپردازد. بروس اين وظيفه را پذيرفت و تا 1875 در حاليكه بيشتر ازدرآمد خودش زندگي مي كرد كار خود را ادامه داد تا اينكه هيئت مرسلين تصميم گرفتتسهيلاتي براي هيئت مرسلين در اصفهان فراهم آورد.
در 1880 نخستين دستيار بروسبه اصفهان رسيد و او پزشكي فارغ التحصيل ادينبرو به نام هورنل E.F.Hoernle بود. پيشاز آن تنها بروس و همسرش كارها را اداره مي كردند در ميان ارمنيان جلفا، يعني درمحل زندگي خودشان به فعاليت مشغول بودند. آقا و خانم بروس با كمك معلمان ارمني درجلفا يك مدرسة پسرانه و يك دخترانه تأسيس كردند. در 1872 عليرغم مخالفتهاي محليبروس زمين وسيعي خريد و تا سي سال بعد كه مقر هيئت به شهر اصفهان انتقال يافتتأسيسات خود را در آنجا مستقر ساخت.
1898 جسبرت ويل بو، نكته شايان توجه دركنار سنگ قبر وي به چشم مي خورد! اعضاء خانواده ودوستانش نام خود را بر روي سنگديگر در كنار سنگش درج كرده اند.
1914 سزارين شارلين براسور، بر سنگ وي نوشتهاست: پيرو مذهب ژوزف و با طي 32 سال زندگي ويژة مذهبي.
1914 پاسكال آراكليان،بر روي سنگ وي كه خط ارمني نيز به چشم مي خورد اين جمله ديده مي شود: 50 سال درايران خدمت كرده است.
1917 فردريك ناكس هريس، كنسول يار انگلستان در اصفهان
1921 كاترين مري ايرون سايد، پزشك ميسيو ن سي.ام.اس، دختر ادمون و مري ايرونسايد كه از سال 1905 در ايران به سر برد و بر اثر ابتلا به بيماري ذات الريهدرگذشت. نظر به آنكه محل خدمت وي در ميان ارامنه بود در جهت احترام و محبت، او رادر كليساي جامع به خاك سپردند.
1931 اميلي كاتلين هوپ، همسر نماينده انجمنبريتانيايي كتب مقدسه؟
1940 ماريا الياس، به قرار اطلاع بر اثر اعمال فشارحكومت نازيها بر يهوديان در آلمان به ايران مهاجرت مي كند. مدتي در سازماننابينايان كريستوفل بكار مي پردازد و در بين كاركنان هم به شوخي به دوشيزه روباهمشهور مي گردد! پس از ترك سازمان از دنيا مي رود!
1943 هيلدا نايتينگل، ازانجمن سي.ام.اس، به قرار اطلاع سمت سرپرست بخش پرستاري بيمارستان مسيحي اصفهان (عيسي ابن مريم فعلي) را عهده دار بوده است و در اثر ابتلا به بيماري حصبه از دنيامي رود.
1961 ويتچ كوفلر، به قرار اطلاع مهندس كارخانه بوده است و همسرش نيز درآموزشگاه دخترانه نابينايان نور آئين اصفهان (فاطمه زهرا فعلي) به خدمت اشتغالداشت.
1965 ليديا توماتور، به قرار اطلاع از پدري روسي ومادري آلماني متولد شد. همسرش را در جنگ جهاني دوم از دست داد. نامبرده در خدمت سازمان نابينايان كريستوفلبه سر مي برد.
1972 ايان تاماس، پزشك شاغل در بيمارستان مسيحي اصفهان(عيسي ابنمريم فعلي) در طي سفري كه به شهرهاي اطراف اصفهان در جهت درمان بيماران عزيمت كردهبود، با خودرويي كه خود رانندگي آن را بعهده داشت با كاميوني تصادف كرد. بر اثر شدتجراحات وارده وي و دو پرستار در دم جان سپرده و دو تن ديگر به شدت زخمي مي شوند. نامبرده داراي همسر و دو فرزند بود و بنا به درخواست همسرش در اصفهان به خاك سپردهشد.
1974 آدريان روبرت ميكائيل هلدن، متولد شهر بتBATH انگلستان، جهانگردي كهطي يك تصادف برون شهري درگذشت و بنا به درخواست همراهانش در اصفهان به خاك سپردهشد.
همچنين فرد ديگري به نام هارن سون كه گويا از اتباع آفريقاي جنوبي مي باشددر تصادف بين راه شيراز و اصفهان جان سپرد و در قبري كه تاكنون هم فاقد سنگ است بهخاك سپرده شد.
1974 ديويد گرني، كشيش انجمن سي.ام.اس، كه به مدت 38 سال دركليساهاي دائره اسقفي ايران خدمت كرد.
1982 گابريله منتظم، متخصص و جراح مشهورمغز و اعصاب.نامبرده در حاليكه 5 ماهه باردار بود بضرب گلوله از پاي درآمد و درتكيههمدانيان آرامگاه تخت فولاد به خاك سپرده شد
 


 

معرفی شهر