سال96.
English\العربیهنقشه سایتنقشه سایتعضویت و ورود اعضاورود اعضاصفحه اصلیصفحه اصلی
گالریwidth=10خدمات گردشگریwidth=10خواهر خوانده هاwidth=10اصفهان قدیمwidth=10صنایع دستیwidth=10مفاخر و مشاهیرwidth=10جاذبه های گردشگریwidth=10آثار تاریخیwidth=10معرفی شهرwidth=10
۱۳۹۶ يکشنبه ۲ مهر
 
جستجو


بازار غاز

 

 مناره باغ قوشخانه

 

مسجد مصري

 

 مسجد جامع دشتي

بازار و حمام و خانه شاه اسداله

 

مناره چهل دختران

 

امامزاده اسماعيل

 

 مسجد جامع كاج

حمام زعفران

 

دو مناره دارالضيافه

 

بقعه جعفريه

 

مسجد درب جوباره

دروازه طوقچي

 

مناره ساربان

 

مقبره خواجه سيد حسن

 

مسجد سلطان ابوسعيد بهادرخان

 

 

خانه هاي يهودي

 

مقبره كمال الدين اسماعيل

 

مسجد شعيا

 

وجه تسمية جويباره اينكه، دركنار جوي آبي قرار داشته. محله جوباره در شمال شرقي اصفهان فعلي واقع شده است كه از جنوب به خيابان ولي‌عصرو از غرب به خيابان هاتف و از شمال به خيابان سروش محدود است و در حقيقت به شكل مثلثي از قديمي‌ترين هسته‌هاي مركزي شهر اصفهان جلب توجه مي‌كند.زندگي مجتمع يهوديان ايران در يك نقطه از شهر و به عبارت ديگر در يك محله‌ي معين ريشه‌هاي كهن دارد. زندگي دسته‌جمعي يهوديان در ممالك اسلامي از زمان عمربن‌الخطاب شدت پيدا كرد، زيرا به دستور وي محدوديهاي نسبت به يهوديان به عمل آمد و از آزادي آنها به شدت جلوگيري شد. يكي از محدوديتهاي مهم براي قوم يهود در آن دوره، زندگي مجتمع آنان در محله‌ي شخص و معيني بوده است.البته بايد متذكر شد كه در مورد يهوديان اصفهان چنين امري صادق نيست. زيرا يهوديان اصفهان خود ساكنين قديمي شهر اصفهان را تشكيل مي‌دادند و پيوسته در محله‌اي كه از زمان قديم ايجاد شده بود زندگي مي‌كردند، به طوري كه قدمت اين محله‌ي كهن را بايد با قدمت شهر اصفهان فعلي يكسان دانست. اين محور تاريخي با توجه به اسناد و مدارك و نقشه‌هاي تاريخي يك محور شهري بوده است، كه مساجد، بازارچه‌ها، كسبه‌ها، حمام، كاروانسراها و ... از عملكردها و عناصر مهم در حاشيه اين محور تاريخي قرار داشته است. با توجه به اينكه جوباره يك محله يهودي‌نشين بوده اما امروزه نمي‌توان اينمحله را كاملا" يهودي‌نشين پنداشت. قديمي‌ترين قسمت آن، كه در گذشته "داراليهود" ناميده مي‌شد و در مركز اين محله قرار داشت، هنوز يهودي نشين است.

درباره‌ي وجه تسميه جوباره بايد گفت كه به معني جاري شدن نهر كوچك است، زيار جو به معني نهر كوچك و باره جاري روان شدنش مي‌باشد. البته لغت باره را به معني ديوار شهر هم مي‌دانيم كه از همان بارو آمده است.وجه تسميه اين محل به علت اين بوده كه محله‌ي مزبور متصل به جوي و گذرگاه آب بوده است كه از حصار شهر مي‌گذشت و جويباره بر اثر كثرت استعمال و مرور زمان به جوباره تبديل شده است.

ميرزا حسين‌خان تحويلداراصفهاني مي‌نويسد: "... و اصل جوباره اول شهر بوده و هست، نه محله‌ي بزرگ داشته است. بعد كه شهر اصفهان بزرگ شده تمام جوباره يك محله‌ي آن حساب مي‌شد. حال كه جوباره خراب شده همين دو محله‌ي مزبور يعني جوباره و دردشت از آن باقي است.

محله جوباره از قديم‌الايام دانشمندان و علماء و شعراي بسياري را در خود پرورش داده از جمله:

1- محدث بزرگ ابوبكر محمدبن‌علي‌بن‌الحسين اسماء‌الجوباري "وفات 465 ه- ق"

2- ابوالحسين، احمدبن‌ابراهيم‌بن‌صالح‌بن منذري‌جوباري، راوي حديث و فقيه بزرگ قرن پنجم ه- ق

3- شاعر مشهور، جمال‌الدين عبدالرزاق "وفات 585 ه- ق"

4- شاعر گرانقدر كمال‌الدين‌اسماعيل‌بن‌جمال‌الدين‌عبدالرزاق "وفات 635 ه- ق"

مسجد جامع دشتي

در ساحل جنوبي زاينده‌رود از مشرق به مغرب در بلوك براآن جنوبي، دو بناي تاريخي از قرن هشتم هجري مسجد جامع دشتي و مسجد از يران بر جاي مانده است   بازگشت .

مسجد جامع كاج

كاج در چند كيلومتري شرق اصفهان در شمال بستر زاينده‌رود واقع شده و جزء بلوك (براآن شمالي) مي‌باشند.بازگشت

مسجد درب جوباره

در يكي از كوچه‌هاي محله جوباره مسجد محقر و ساده‌اي واقع شده كه آن را مسجد جوباره و يا مسجد "پيرپينه‌دوز" نيز مي‌نامند. وجه تسميه آن به جوباره به علت آنكه در محله جوباره واقع شده واضح است ولي وجه تسميه دوم آن سابقه و جنبي تاريخي ندارد. بناي  مسجد داراي هيچگونه اهميت معماري نيست ولي سر در آن قديم و داراي تزئينات جالبي بوده است كه كليه آنها به باغ چهلستون انتقال يافته و بر يكي از ديوارهاي ضلع جنوبي باغ نصب شده است از كتيبه سر در اين مسجد استنباط مي‌شود در دوره سلطنت شاه طهماسب اول "مهترمحمدعلي" ساخته شده كه با خط ثلث با كاشي سفير معرق بر زمينه لاجوردي كه نام خطاط آن"شيخ‌محمدبابر" و به سال 955 هجري مي‌باشد.بازگشت

مسجد سلطان ابوسعيد بهادرخان

متصل به مناره باغ‌قوشخانه تا اواحر قرن سيزدهم هجري يكي از مساجد تاريخي اصفهان از قرن هشتم وجود داشته است. مسجد مزبور به طوريكه از سفرنامه‌ها و تصاوير سياحان خارجي كه در قرن سيزدهم هجري اصفهان را ديده‌اند و از اين مسجد نيز توصيف نموده‌اند استنباط مي‌شود از يك سر در كارشيكاري و يك گنبد كاشيكاري با دو مناره كوچك در طرفين ايوان آن و يك صحن متناسب تشكيل مي‌شده و مناره فعلي باغ‌قوشخانه جنب سردر آن قرار داشته است. مؤلف كتاب (نصف جهان- في‌تعريف‌الاصفهان)  از اين مسجد به نام مسجد سلطان ابوسعيد بهادرخان نام مي‌برد و چنين مي‌نويسد:"... و بعضي امكنه آباد قديم نيز درج از حد مذكور حال بوده چنانچه طرف شمال مشرقي مسجد سلطان‌ابوسعيدبهادر خان كه تا اين اوقات باقي بوده و در اين عصر خراب نمودند و اكنون مناره‌اي از آن باقي است حكايت آن را مي‌نمايد.بازگشت

مسجد شعيا

وجه تسميه مرقدي كه فعلا" به نام  (شعيا) آنرا زيارت مي‌كنند بر ما معلوم نيست. ساختمان مرقد فعلي هم خيلي قديمي نيست و بناي آجري منشوري شكلي است كه روي آن را با گچ اندود نموده‌اند. ارتفاع مرقد در حدود70/1 متر و عرض آن 1 متر است. در دوره رواج مذهب اسلام در اصفهان ظاهرا" در همين محل كه به نام (خوشينان) معروف بوده مسجدي بنا شده كه هيچ اثري از آن باقي نمانده است.صاحب مجمل التواريخ و القصص در كتاب خود مي‌نويسد: "جامع خوشينان نخستين مسجد بود كه باصفهان كردند در اسلام و بناي آن ابوخناس مولي‌اميرالمؤمنين عمربي‌خطاب كرد در خلافت علي‌بن‌ابيطالب (ع)، بر جانب شمالي مرقد شعيا كتيبه‌اي به خط نستعليق برجسته از دوره شاه سلطان حسين صفوي موجود است كه اولين مسجد بزرگي را كه در اصفهان ساخته شده به نام  (مسجد شعيا) معرفي مي‌كند و نيز حكايت دارد از اينكه مسجد مزبور را ابوعباس مفتي در دوره خلافت علي‌بن‌ابيطالب (ع) بنا كرده و الب ارسلان آن را تعمير كرده است. متن كتيبه به خط علي‌نقي‌ امامي و مورخ به سال هزار و صد و دوازده هجري است. بازگشت

مسجد مصري

در شمال ناحيه جوباره و نزديك قبرستان شور در كوچه مصري مسجد به نام "مسجد مصري" به طول پنجاه و عرض چهل متر واقع شده كه در دوره شاه‌ عباس دوم بنا شده است و چون باني آن به موجب كتيبه يك لوح سنگي مرمري كه در داخل مسجد نصب شده است شخصي به نام حاجي ميرزا خان مشهور به تاجر مصري بوده، مسجد به نام "مسجد مصري" معروف شده است. سر در مسجد، كاشيكاري شده ولي داخل آن با گچ پوشيده شده و فاقد تزئينات است.

در داخل محراب مهتابي مسجد لوح سنگي از مرمر به طول 118/1 متر و عرض 64 سانتيمتر نصب شده كه نام باني آن حاجي‌ميرزاخان در سال بناي آن  (1061 هجري) و نام نويسنده كتيبه آن محمدرضا امامي را به خط نستعليق برجسته در بر دارد. كتيبه سر در مسجد به خط ثلث سفيد بر زمينه كاشي خشت لاجوردي در دو سطر و به قلم جعفرابن‌عبدالله مورخ به سال هزار و صد و شانزده هجري مي‌باشد. بازگشت

امامزاده اسماعيل

در حاشيه شرقي خياباني كه به نام هاتف معروف است و در قديميترين قسمت شهر اصفهان كشيده شده مجموعه ‌اي نفيس از معماري و تزئينات عهد سلجوقي و صفوي ديده مي‌شود كه به نام امامزاده اسماعيل شهرت دارد. اين مجموعه عالي شامل يك مسجد بسيار قديمي به نام مسجد شليا و مقبره امامزاده اسماعيل و رواق و سردر و صحن آن و يك گنبد بزرگ زيباي آجري از نوع گنبدهاي چهارسوهاي اصفهان برفراز سردر آنست كه هر يك از آنها در زمان معيني ساخته شده استبازگشت.

 بقعه جعفريه

بقعه جعفريه از بناهاي برج مانند قرن هشتم هجري و از دوره حكمراني ايلخانان مسلمان مغول است كه در حاشيه غربي خيابان هاتف اصفهان و مقابل كوچه امامزاده اسماعيل واقع شده است.اين بنا سابقا" در وسط صحن وسيعي قرار داشته ولي اكنون قسمتهايي از اطراف آن به صورت خانه‌هاي مسكوني درآمده است.گنبد جعفريه نمونه كاملي از مقابر دوره حكمرانان مغول محسوب مي‌شود و نظاير آن در آذربايجان و بعضي ديگر از نقاط ايران ديده مي‌شود شكل بقعه در قسمت پايين هشت ضلعي و سطح آن كوتاه و مسطح مي‌باشد و چنين به نظر مي‌رسد كه گنبد هرمي شكل بوده كه بعدها خراب شده است.گنبد فعلي تزئينات مختصري از كاشي دارد.  بازگشت

مقبره خواجه سيد حسن

در مقابل مسجد مصري مقبره خواجه سيدحسن واقع شده كه در كتب تاريخ و تذكره نامي از او برده نشده ولي با توجه به كتيبه سنگ قبر او اينگونه حكايت مي‌كند كه وي از عرفاي نامي نميه دوم قرن هشتم هجري بوده است. كتيبه سنگ قبر، از سنگ سياه و به صورت سكوي بزرگي است نيز حركت محسوس و مشهود مي‌شود.بازگشت

مقبره كمال الدين اسماعيل

كمال‌الدين‌اسماعيل‌بن‌جمال‌الدين‌عبدالرزاق ملقب به"خلاق‌المعاني" از شاعران و قصيده‌سرايان بزرگ سبك عراقي در قرن هفتم ه- ق وي روزگار را در مدح اكابر اصفهان و شاهان معاصر خود گذرانيد. كمال‌الدين دوره‌ي وحشتناك حمله مغول را به تمامي درك كرد و قتل و عام مغول را "633 ه- ق" در اصفهان به چشم خود ديد.

وي به استادي و مهارت خلق كردن معاني دقيق معروف و در قصايدش توجه خاصي نسبت به زادگاهش اصفهان را دارد. كمال‌الدين اسماعيل در سال 653 ه- ق در گوشه‌اي بيرون از شهر به زهد و رياضت زندگي مي‌كرد كه به دست مغولي كشته شد. مقبره اين شاعر گرانقدر در محله جوباره در نزديكي مناره ساربان مي‌باشد.بازگشت

مناره باغ قوشخانه

در منتهي‌اليه شمالي محله جوباره و در يك محله خارج شهر سابق كه امروزه جزء شهر شده است مناره باغ‌قوشخانه كه آن را مناره "طوقچي" و به خاطر اينكه نزديك آرامگاه علي‌بن‌سهل است مناره (علي‌بن‌سهل)  نيز مي‌نامند كه با ارتفاع 38 متر است و از آثار قرن هشتم مي‌باشد.بازگشت

مناره چهل دختران

مناره چهل دختران در منتهي‌اليه شمالي محله جوباره واقع شده است. اين مناره در حدود 21 متر ارتفاع دارد و به نظر مي‌رسد كه قسمتي از نوك مناره از بين رفته باشد. پنجره بزرگي در قسمت بالاي منار و در ثلث دوم بدنه آن رو به سمت جنوب قرار دارد. دهانه اين پنجره به شكل مربع مستطيل است و قسمت بالاي آن از چوب و در طرفينش ستونهاي گرد كوچكي است كه نيمي از آنها در داخل ديوار مناره قرار دارد. بر روي يكي از اضلاع قاعده مناره چهل دختران به خط كوفي آجري برجسته بر زمينه آجري ساده در شش سطر كتيبه‌اي موجود است كه باني ساختمان آن را "ابي‌الفتح‌بن‌محمدبن‌عبدالواحدنهوجي" و سال اتمام ساختمان 501 هجري تعيين مي‌كند. مناره چهل دختران به شماره 231 در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده است. بازگشت

دو مناره دارالضيافه

در طرفين كوچه‌اي كه از قديم‌الايام به كوچه "حاج كاظم" معروف بوده و در محله جوباره دو مناره مدور واقع شده‌اند كه تزئينات مقرنس‌كاري بسيار زيبايي را دارد. سبك تزئينات اين دو مناره آن را به دوره مغول مربوط مي‌كند تحقيقات و بررسيهاي محققين و پژوهشگران اين نكته را روشن مي‌كند كه قدمت اين دو مناره به ربع اول قرن هشتم هجري مي‌رسد.مورخين مي‌گويند: اين دو مناره بقاياي يك مجموعه‌ي بزرگ كه در قرن چهاردهم ميلادي و زمان حكومت سلطان محمد خدابنده آباد بوده كه به مسافرين خدمات مي‌داده‌اند. اين دو مناره به شماره272 در فهرست آثار ملي به ثبت رسيده است. بازگشت

مناره ساربان

اين مناره كه يكي از زيباترين مناره‌هاي عهد سلاجقه در اصفهان است در انتهاي شمالي محله (جوباره) ناحيه يهودي‌نشين  اصفهان نزديك مناره چهل دختران در گوشه‌ي يك ميدان كوچك كه يقينا"در زمان ساختمان آن محل مسجد كوچكي در پاي مناره بوده، واقع شده است. ارتفاع اين مناره در حدود 48 متر است و محيط قاعده آن 14 متر مي‌باشد و از پايين به بالا داري هفت قسمت متمايز است: قسمت اول آن آجر چيني ساده و قسمت دوم و سوم آن داراي تزئينات عالي آجري و قسمت چهارم آن تاج اول مناره است كه مقرنس‌هاي آجري توأم با كاشي فيروزه‌اي دارد و بسيار جالب و پر حالت است. قسمت پنجم آن تزئينات آجري و قسمت ششم آن تاج دوم مناره و قسمت هفتم آن تارك مناره است.

در قاعده دو تاج اين مناره دو كتيبه بسيار زيبا از بهترين رنگ فيروزه‌اي كاشي ديده و خوانده مي‌شود سال ساختمان اين مناره در كتيبه‌هاي فعلي آن موجود نيست. پروفسور پوپ سال ساختمان اين مناره را در اواخر قرن پنجم هجري مي‌داند و آقاي پايرون بمنت سميث ساختمان آن را بين سالهاي 550 تا 688 هجري تخمين زده است.بازگشت

خانه هاي يهودي

خانه يهوديان در جوباره خصوصيات خاص خود را داراست و آنها را از مساكن مسلمانان جدا مي‌كند خانه‌هاي كليميان داراي اتاقهاي زيادي است. برخي از محققين و پژوهشگران دلايلي بر اين موضوع ذكر كرده‌اند. يكي از دلايل محدوديتي بوده كه اين قوم در طول تاريخ داشته‌اند. آنها همچون مسلمانان حق خريد خانه‌هاي جديد را نداشتند و مسلمانان نيز حتي‌الامكان از فروش خانه به آنها خودداري مي‌كرده‌اند فقر آنها نيز دليلي ديگر براي اين مطلب بود چرا كه ناگزير بودند چند خانوار در يك خانه زندگي كنند علاوه بر آن چون گاه مورد تهديد و بي‌مهري واقع مي‌شدند اجتماع چند خانوار امنيت آنها را در برابر خطرات احتمالي زيادتر مي‌كرد.اغلب خانه‌هاي قديمي و كهنه كه تاريخ آنها حداقل به يك قرن قبل مي‌رسد به وسيله‌ي دالانهاي سقف كوتاهي به حياط راه پيدا مي‌كند و درب ورودي آنها نيز فوق‌العاده كوتاه ساخته شده كه منظور از اين كوتاهي، جنبه‌هاي دفاعي آن مورد نظر بوده است. كوتاهي درب ورودي موجب مي‌شد تا سواران دشمن نتوانند با اسب وارد منازل شوند و حتي براي ممانعت از ورود سربازان سواره دشمن به داخل كوچه‌ها درهايي به ورودي هر بن‌بست گذاشته‌اند كه نقش دروازه را داشته و در مواقع ناامني بسته مي‌شد. در طول كوچه به چندين طاق كوتاه خشتي بر‌مي‌خوريم كه مانع ورود سربازان دشمن به داخل واحدهاي مسكوني بوده است.ارتفاع طاق اينگونه معابر حداقل 5/1 متر و حداكثر 5/2 متر است كه گاهي اطلاقك ديده‌باني بر روي آن ساخته مي‌شد. يكي ديگر از عوامل طاقها جلوگيري از گرماي تابستان و سرماي زمستاني بوده است. اصولا" اتاقها را در اطراف حياط مي‌ساختند كه سقف آنها اغلب داراي طاق گنبدي شكل بوده و بيشتر از مصالح گل و خشت استفاده مي‌شده است. آب انبارهاي ساكن در زير يكي از اتاقهاي مسكوني بدون در نظر گرفتن جهات جغرافيايي ايجاد مي‌شده است ولي زيرزمينها معمولا" زير اتاقهاي رو به شمال بوده است. در قسمت جنوبي زيرزمينهاي ويژه‌اي به نام .......... وجود دارد كه در آنها مراسم مذهبي انجام مي‌شود به اين قسمت غسل‌خانه هم مي‌گويند.كليميان در طول تاريخ با محدوديتهاي زيادي روبرو بوده‌اند. بعد از دوره‌ي قاجار يهوديان آزاديهاي بيشتري به دست آوردند و برخي از آنها توانستند از جوباره خارج شده و در نقاط ديگر شهر اصفهان ساكن شوند. در حال حاضر يهوديان اصفهان هيچگونه محدوديتي براي ساختمان‌سازي و ... ندارند و همچون ديگر اقشار جامعه مي‌توانند از حق و حقوق اجتماعي برخوردار باشند

كنيسه هاي يهوديچون وضع زندگي و اجتماعي و آزادي يهوديان در طول تاريخ متغير بوده، بخصوص در دوره‌ي صفوي اين قوم كنيسه‌هاي جالبي نداشتند. اما در حال حاضر يهوديان اصفهان 21 كنيسه و زيارتگاه دارند كه در نقاط مختلف شهر پراكنده مي‌باشند. علت اينكه تعداد اين كنيسه‌ها بيشتر شده به خاطر آزاديهايي است كه اين قوم به دست آورده‌اند. به هر حال از ميان اين 21 كنيسه 16 كنيسه در جوباره و 2 كنيسه در محله دردشت و 1 كنيسه در دبيرستان اتحاد و 1 كنيسه هم در چهارراه فلسطين قرار دارد كه معروفترين آنها كنيسه ملانيون، موشي حيا، خرقيا، گلبار و ... مي‌باشند.كنيسه‌هاي اصفهان از نظر سبك معماري و ساختماني شباهت خاصي به همديگر ندارند، در داخل كنيسه قسمتي را مانند سكو، بلندتر ساخته‌اند كه براي وعظ و خطابه از آن استفاده مي‌شود. به طور كلي كنيسه‌هاي اصفهان به دليل تعداد پيروان اين دين رونق چنداني ندارد.بازگشت

بازار غاز

بازار غاز از بازارهاي معروفي است كه در اكثر كتب مربوط به اصفهان نامي از آن به چشم مي‌خورد. مرحوم بهشتيان بازار غاز را به همراه برخي بازارهاي ديگر از بقاياي بازارهاي قديمي‌ مي داند.رفيعي مهرآبادي در مورد اين بازار مي‌نويسد: اين بازار از آخر ميدان عتيق شروع و به محله جوباره اتصال داشت و از طرف ديگر به بازار بزرگ متصل مي شد.

بازار غاز ار بازارهاي مهم و مطرحي بوه كه به ميدان كهنه منتهي و از طرف شمال به محله جوباره مرتبط مي‌شده است اين بازار در حال نيز دائر است بسياري از محققين و شهرسازان بر اين عقيده هستند كه اين بازار در روي بلندي قرار گرفته و نسبت به محيط اطراف ارتفاع دارد. امكان بسيار دارد كه در دوره‌هاي مختلف تخريب و بازسازي شده باشد كه آخرين دوره آن مربوط به صفوي است.بازگشت

 بازار و حمام و خانه شاه اسداله

با مراجعه به منابع هيچ نامي از اين مجموعه ديده نشد. اما با بررسيهاي متناوبي كه در محل صورت گرفته و با در نظر گرفتن بافت قديمي محله جوباره اين حمام متعلق به عصر صفوي بوده است.مرحوم "انصاري" مسجدي را در كتابش ذكر مي‌كند كه نامش "شاه اسداله و مساحت آن قريب 9 قفيز است. بنابراين مي‌توان چنين استنباط كرد كه شاه اسداله يكي از معروفترين آن روزگار بوده كه مسجد و بازارچه حمامي ساخته است كه به مرور زمان از ميان رفته‌اند.بازگشت

حمام زعفران

حمام زعفران در محله جوباره واقع شده است. در منابع و مأخذ از اين حمام فقط با ذكر نامي از آن اكتفا نموده‌اند. تنها مرحوم جناب طول آن را 20 و عرض آن را 15 متر نداشتند.مرحوم انصاري نيز در كتابش هنگام معرفي مسجد زعفراني آن را جنب حمام نوشته است. اما آنچه ممسلم است اصل اين حمام صفوي بوده كه تقريبا" از وضعيت اصلي خارج شده استبازگشت.

دروازه طوقچي

اصفهان از قديم دروازه‌هايي در جهات مختلف شهر داشته كه در موقع هجوم دشمن با بستن آنها سدي در برابر حملات به وجود مي‌آوردند. در اكثر منابع و مأخذي كه در ادوار مختلف، اصفهان را معرفي كرده‌اند از دروازه‌هاي متعدد اين شهر مطالبي به چشم مي‌خورد، از جمله دروازه طوقچي، به نوشته محققين اين دروازه نقطه شروع يكي از محورهاي شهر بوده و در همه ادوار اهميت خاصي داشت است. در روزگار صفويه كه شهر اصفهان وسعت يافت دروازه‌هاي شمالي شهر تغيير كرد. در اين زمان بود كه بالاتر از دروازه طوقچي چهارباغي ساخته شد.

در يك طرف اين دروازه سردر باغ معروف به قوشخانه احداث گرديد، بسياري از سياحان از وجود يك مسجد عالي و نفيس در كنار اين باغ مطالبي نوشته‌اند در اين منطقه آرامگاه صاحب‌بن‌عباد واقع شده است كه مزار اين دانشمند و اديب و شاعر قرنها زيارتگاه مردم اصفهان مي‌باشد.در اطراف دروازه دو شير سنگي وجود داشته كه اكنون در پل خواجو نصب است. اين دو شير در زمان صورات "حاج‌محمدحسين‌خان صدراصفهاني" و ايام سلطنت فتحعلي‌شاه قاجار از دروازه طوقچي  به پل خواجو منتقل گرديده است .در مورد وجه تسميه اين محله به (طوقچي) نظرات گوناگوني ابراز شده است. برخي از محققين طوقچي) را همان محله‌اي  (مي‌دانند كه قبلا"  (دربه) يا  (دريه) معروف بوده است.

در دوره آل‌بويه (طوقچي) از محلات جديدالاحداثي به حساب مي‌آمد كه اكثر بزرگان شهر در آن روزگار در اين محله ساكن بودند و بعد از فوت نيز در خانه‌هاي خود به خاك سپرده مي‌شدند. در دوره سلجوقيان نيز محله طوقچي به علت نزديكي با ميدان بزرگ شهر و مساجد از اهميت بسياري برخوردار بود. در دوره صفويه نيز محله طوقچي مهم و مطرح بود. شاردن اين محله را در عصر صفويه با 80 باب خانه و  4بازار نام برده و باغ‌قوشخانه يا باغ سلطنتي را نيز در  صد و پنجاه قدمي اين محله نوشته است. امروزه نيز محله طوقچي از محلات بزرگ و مهم شهر به شمار مي‌رود.بازگشت

معرفی شهر